اغاز ماه خون وقیام تسلیت باد ماه محرم ماه خودسازی ماه رسیدن به بهترین درجات
|
با سلام
اغاز ماه خون وقیام تسلیت باد ماه محرم ماه خودسازی ماه رسیدن به بهترین درجات + نوشته شده توسط منوچهر در پنجشنبه 1386/10/20 و ساعت
19:11 |
سلام
خیلی دیر سر زدم به چشمات عادتی دیرینه دارم خدا می دونه که بد بیقرارم نفسهای تو با ما همنشینه دو چشمانت برام رنگ زمینه
+ نوشته شده توسط منوچهر در چهارشنبه 1386/08/16 و ساعت
8:58 |
دوست دارم یه دوست دختر داشته باشم .اه همه می گن دوست دختر خیلی خوبه ادم می تونه با هم
درد ودل کنه . با هم به تفریح بره . می شه تو پارتیا کلاس گذاشت و با اون رقصید . اما وقتی تمام جوانب رو بسنجی می بینی که اشتباه بزرگیه چون تموم دنیا با دختر بودن نیست . تمام دنیا عیش و نوش نیست تمام دنیا رقص و پارتیو حالو و........ نیست دنیا جای عبادتم هست . پس بیاید منتظر کسی باشیم که برا همیشه می تونیم با اون در خوشیها باشیم اون شخص مردی هست از دیار عاشقان واون مولا حضرت ولی عصر امام زمانه (عج)
+ نوشته شده توسط منوچهر در شنبه 1386/06/03 و ساعت
9:21 |
سلام
دوستان خوبید امیدوارم که حالتان خوب باشه بازم اومدم با دست خالی ببخشید
+ نوشته شده توسط منوچهر در شنبه 1386/06/03 و ساعت
9:12 |
خوبید دوستان گلم خیلی وقته آپ نکردم ببخشید
امروز اومدم سلام کنم بهتون دوستان گلم + نوشته شده توسط منوچهر در یکشنبه 1386/04/31 و ساعت
12:24 |
یه شعر گفتم به یاد استاد شاعر محمد عطاریان که سالگرد وفاتشون بود
آن پیر خرابات که با ما غزلی داشت خورشید وجودش نگاهی ابدی داشت
آن دم که شنیدم پدرم سایه گرفتست دل در غم او ماتم روز ازلی داشت
ای داد ازین شور از این عالم فانی صاحب نظری بود که بر ما نظری داشت
لوطی صفتان در غم عطار بگریند آن یار که چون شمع نگاهی پدری داشت
+ نوشته شده توسط منوچهر در یکشنبه 1386/03/20 و ساعت
15:17 |
دوستان یه سریالپخش می شه از شبکه دوم سیما که همه نگاه می کنن
یکی برا خوشکلی یانگوم یکی برا علاقه یکی برا اینکه به زنش بگه اینا زن هستنا یکی هم برا اینکه به خودش بگه یعنی از این زن خوشکل تر هم می شه؟
+ نوشته شده توسط منوچهر در شنبه 1386/03/12 و ساعت
15:17 |
دیشب با خودم فکر می کردم که چی می شه که تموم دلا با خورشید هم دل بشن و همدلی رو
برا همه به ارمغان ببرن . دیروز از کویری می گذشتم که هرگز علفی را بر دامان خود نرویانده بود نگاهم بر سنگی افتاد که از دور چیز سرخی را در دل خود حفاظت می کرد . نزدیکتر رفتم . چقدر تعجب داشت از دل سخت سنگ گلی روییده بود وبا سربلندی خودش را به تماشا گذاشته بود . حال با وجود سختی سنگ ایا در بین ما
+ نوشته شده توسط منوچهر در یکشنبه 1386/03/06 و ساعت
11:36 |
در این دنیا نکردم من گناهی فقط کردم به چشمانت نگاهی
اگر اینک نگاهی شد گناهی مجازاتم بکن انطور که خواهی
مرسی فاطمه خانم + نوشته شده توسط منوچهر در سه شنبه 1386/02/25 و ساعت
17:48 |
+ نوشته شده توسط منوچهر در یکشنبه 1386/02/23 و ساعت
13:24 |
+ نوشته شده توسط منوچهر در یکشنبه 1386/02/23 و ساعت
13:18 |
دیشب در تنهایی خود به دورترین جای قلبم سفر کردم تا ردپایی از تو بیابم . وای خدا
من چه زیبا و با وقار گام نهاده بودی چگونه با ناز قدم بر قلبم گذاشته بودی و من در تحسین این قدمها بوسه ای نثار جاپایت کردم . تا بدانی که لحظه ای هم از ذهنم عبور نخواهی کرد . + نوشته شده توسط منوچهر در یکشنبه 1386/02/23 و ساعت
10:36 |
آیا حجاب مخصوص خانمهاست ؟
آیا فقط در ایران پوشش برای خانمها الزامی می باشد ؟
آیا حجاب برای خانمها خوب است ؟
آیا حجاب خوب است ؟ + نوشته شده توسط منوچهر در چهارشنبه 1386/02/19 و ساعت
15:1 |
+ نوشته شده توسط منوچهر در چهارشنبه 1386/02/19 و ساعت
9:17 |
دوستان صبحها اگه ساعت ۶.۳۰ بیدار بشین خورشید خانم رو می بینید که از شبکه یک سیما پخش می شه .
+ نوشته شده توسط منوچهر در دوشنبه 1386/02/17 و ساعت
19:30 |
آیا دخترا باوفا هستن یا پسرا ؟ کی عاشقتر می مونه ؟
+ نوشته شده توسط منوچهر در دوشنبه 1386/02/17 و ساعت
19:19 |
دوستی با هر که کردم خصم مادر زاد شد .
آشیان هر جا گرفتم لانه صیاد شد .
چرا بیشتر خانمها دوست دارن ناخن بذارن ؟. می گن که
اگه ناخنت بلند باشه هوشت زیاد می شه
راست می گن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده توسط منوچهر در دوشنبه 1386/02/17 و ساعت
19:12 |
خورشید تابان کجایی که دگر بار برآیی و جهان زیبا را زیبا تر کنی ؟
کجای تا عشق را از تو گدایی کنم ؟ خورشید من : ای نور تو رها بخش تمام ظلمت و تاریکی باز آی و به منزل شو . خورشیدم تویی ای مظهر نور . + نوشته شده توسط منوچهر در دوشنبه 1386/02/17 و ساعت
16:33 |
سلام
دوستان گلم به نظر شما فصل زمستان
بهتره یا فصل تابستان ؟ + نوشته شده توسط منوچهر در دوشنبه 1386/02/17 و ساعت
16:13 |
سلام
سلامی که با گفتنش روح و روان آدمی آرامش می یابد . امروز خیلی دلم گرفته گفتم هم یه سر به شما عزیزان بزنم و هم اینکه با گذاشتن یه پیام خودمو آرامشی خوب ببخشم آخه شما با نظراتتون ادم رو آرامش می دین . خدایا هر آنچه به دنبال آن می گردم شاید با نقص عقل خود نتوانم در تو بیابم . پس کمک کن تا بیابم آنچه را که باید بیابم و ببخش آنچه را که بخشودنیست . راحتم گردان از هر چه گرفتاریست . + نوشته شده توسط منوچهر در دوشنبه 1386/02/17 و ساعت
15:22 |
سال نو مبارك باد بر همه دوستان گلم
+ نوشته شده توسط منوچهر در پنجشنبه 1386/01/02 و ساعت
8:10 |
با فرا رسید ماه محرم تسلیت خودم را به
شما دوستان عزیز و گرامی ابراز می دارم.
برا همین یه عکس براتون می ذارم . + نوشته شده توسط منوچهر در جمعه 1385/10/29 و ساعت
9:1 |
اینم یه عکس دیگه برا شما که دوستتان دارم ....
+ نوشته شده توسط منوچهر در جمعه 1385/10/29 و ساعت
8:56 |
سلام . سلامی به گرمی نگاه تو ....
سلام . سلامی به پاکی پگاه تو ... سلامم را پذیرا باش تا صداقتم را دریابی .. آیا قطرات اشک که بر گونه هایم یخ بسته اند تو را به فکر وانمی دارد؟ آیا نمی خواهی خورشید نگاهت را بر گونه های یخ بسته ام بتابانی ؟ زندگی در گذر است . و تو هم در گذری . چه خوب بود که در هنگام گذشتن نگاهی به آن سوی که من نشسته ام می انداختی . که چگونه در سرما از هجرتت می سوزم . وآیا روزی خواهد رسید که ما هم ................ شاید روزی برسد که ما هم ................. ما شویم به امید آن روز
+ نوشته شده توسط منوچهر در جمعه 1385/10/29 و ساعت
8:50 |
می خواستم براتون چند تا بیت شعر بگم ... اما نشد . راستش هر چی به عقلم فشار آوردم نشد که نشد . شد شد نشد نشد.
راستی اینو بخونید< منمشتعلعشقعلیمچهکنم > در نظراتتون بنویسید. <سر بازی سر بازی سر بازی سر بازی را کشت> دخترا بخونن نظر بدن. شوخی بید: پسرا هورا بکشن + نوشته شده توسط منوچهر در چهارشنبه 1385/10/27 و ساعت
19:0 |
سلام دوستان گلم
ببخشید یه مدت سر نزدم. بله آدمی هست و گرفتاریاش خدا کنه کسی براش گرفتاری پیش نیاد . امروز آمدم شاید بتونم جبران کنم : خدایش دروغ می گم . یه عکس براتون می ذارم اگر قشنگ بید نظرم بدین :
نظر بدین ترو خدا : یکی دیگه برات میذارم حالشو ببرین می خوام که نخرن
+ نوشته شده توسط منوچهر در چهارشنبه 1385/10/27 و ساعت
18:30 |
دختر و پسر دختر گفت دوست دارم پسر گفت منم دوست دارم دختر گفت مامانت راضیه پسر گفت خواهرم راضیه دختر گفت به خواهرت چی؟ پسر گفت آخه اون راضیه دختر گفت فقط اون راضیه ؟ پسر گفت نه بابا اسمش راضیه اونم راضی نیست .
+ نوشته شده توسط منوچهر در جمعه 1385/10/01 و ساعت
8:20 |
|
|